طاهای باباطاهای بابا، تا این لحظه: 14 سال و 2 ماه و 23 روز سن داره

ورووجک مامانی

اولین پست سال (سال اسب)93

1393/1/21 8:19
1,073 بازدید
اشتراک گذاری

گل پسر مامان

تاج سر مامان

دیروز سالگرد ازدواج مامان  و بابا بود و من از صبحش فقط خدارو شکر میکردم هم به خاطر وجود نازنینت هم به خاطر داشتن همسری مهربون

یادش به خیر 5 سال گذشت خیلی زوووووووووووود چه روز خوبی بود.........

خب بگم از آخر سال 92 تا اوایل سال93نیشخند

سال 92 خیلی سال خوبی برامون بود اتفاقای خوب زیاد افتاد الهی شکر

آخرای سال همه مشقول خرید و خونه تکونی بودن ما هم همین طور یه چندروزی گفتم یکی بیاد کمکم تا هم شما خیلی اذیت نشی هم من خدا به پدرت خیر بده کارای خونمون که تموم شد با بابا میرفتیم خرید برا شما کلییییییییییی خرید کردم تو عید هر کی میدیدتت ضعف میکرد خیلی ناز شده بودی دوباره بردمت آرایشگاه این دفه اصلا گریه نکردی و آروم بودی

تو عیدم هفته اول بابا سر کار بود شبا میرفتیم عید دیدنی تو هفته دومم رفتیم با پدرو مادر بابا شمال(گیلان)خوب بود اما خیلی برف میومد خیلی

راستی یکی از دندون نیشاتم در اومد مبارکت باشه مامان اما با این که دندونات تقریبا تکمیله (3 تاش مونده)هنو غذای میکس میخوری

یه هفته مونده بود به عید ساعت 11 شب تصمیم گرفتیم بریم مشهد وای طاها خیلی خوب بود خلوووووووووووت کلی زیارت کردیمو سبک شدیم با ماشین یه روزه رفتیم و اومدیم هیپنوتیزمیه کم مسیر طولانی بود فقط اما شما خیلی آروم بودی دستت درد نکنهماچ

نمیدونم جرا صبحا ساعت 8 بیدار میشی خیلی بده دوس دارم حداقل تا 9 بخابیمنتظر

دیگه یادم نمیاد بریم سراغ عکسا البته تو پست بعدی.........

 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (1)

فاطمه
31 فروردین 93 11:07
عزيزم مامانت راست ميگه طاها جان شما هر جا ميرفتي همه برات قش ميكردن البته كه سليقه مامان جونت هم خيلي خوبه بااون لباس هاي خوشگلي كه تن شما ميكنه.  
نازنین مامان آقا طاها
پاسخ
قربونت برم عزیزم شما لطف داری به ماعزیز دلم چه خوب که نظر گذاشتی عشقم