اولین پست سال (سال اسب)93
گل پسر مامان
تاج سر مامان
دیروز سالگرد ازدواج مامان و بابا بود و من از صبحش فقط خدارو شکر میکردم هم به خاطر وجود نازنینت هم به خاطر داشتن همسری مهربون
یادش به خیر 5 سال گذشت خیلی زوووووووووووود چه روز خوبی بود.........
خب بگم از آخر سال 92 تا اوایل سال93
سال 92 خیلی سال خوبی برامون بود اتفاقای خوب زیاد افتاد الهی شکر
آخرای سال همه مشقول خرید و خونه تکونی بودن ما هم همین طور یه چندروزی گفتم یکی بیاد کمکم تا هم شما خیلی اذیت نشی هم من خدا به پدرت خیر بده کارای خونمون که تموم شد با بابا میرفتیم خرید برا شما کلییییییییییی خرید کردم تو عید هر کی میدیدتت ضعف میکرد خیلی ناز شده بودی دوباره بردمت آرایشگاه این دفه اصلا گریه نکردی و آروم بودی
تو عیدم هفته اول بابا سر کار بود شبا میرفتیم عید دیدنی تو هفته دومم رفتیم با پدرو مادر بابا شمال(گیلان)خوب بود اما خیلی برف میومد خیلی
راستی یکی از دندون نیشاتم در اومد مبارکت باشه مامان اما با این که دندونات تقریبا تکمیله (3 تاش مونده)هنو غذای میکس میخوری
یه هفته مونده بود به عید ساعت 11 شب تصمیم گرفتیم بریم مشهد وای طاها خیلی خوب بود خلوووووووووووت کلی زیارت کردیمو سبک شدیم با ماشین یه روزه رفتیم و اومدیم
یه کم مسیر طولانی بود فقط اما شما خیلی آروم بودی دستت درد نکنه
نمیدونم جرا صبحا ساعت 8 بیدار میشی خیلی بده دوس دارم حداقل تا 9 بخابی
دیگه یادم نمیاد بریم سراغ عکسا البته تو پست بعدی.........


اولین پست سال (سال اسب)93 